اسملی کت :(
اومدم اینجا پست سروشی رو دیدم واقعا قلبم گیریف.ی دانه وبلاگ میخاستیم بهمون نداد...
داشتیم میرفتیم به راهه خودما پیچش دادن...شکایت کیفری میکنم...
اومدم اینجا پست سروشی رو دیدم واقعا قلبم گیریف.ی دانه وبلاگ میخاستیم بهمون نداد...
داشتیم میرفتیم به راهه خودما پیچش دادن...شکایت کیفری میکنم...
(مانیفستهای بنده ی عظیم با یادآوری صفات حق که ذات حقانیت ماست از جانب شما ذکر و از جانب ما ... میگردد )که البته ابتر است .
خب این یعنی چه ؟ می فرماید " اذا ""ارز"" زلزلت زلزالها "
راوی : رفتم سر کوچه یه پاکت سیگار بگیرم ... گفت تیغ* گرون شده تقریبا دوبرابر .پس پاکتی بهمن گرفتم که به یمن این ایام الله هنوز به 500 یافت میشود . حدیث "من کنت مولا ..." و غیرو را برای تخدیر اذهان خلق یافتم که ولایت نجیب بهمنی ما را با وینستون بسته ای 2700 و نورهای هالوژن شهر به غیر وا نهند ! (کی 2700 به کنت میده آخه؟!) ایرانی ! سیگار ایرانی بزن !
* در آرگو به همان "تلخی" اطلاق میشود
مسئولین با آرامشی بی کش کار می کنند ... از قضا به گفته دم و دستگاه غذا - که از قول من گفتن - با هر که به اتغان پشت وانه های بانک سنترال ما انگشت درازی کند برخوردی غذایی (در صورت وجود باجت) و گاه ازون قضاها ... خواهیم کرد ... (برای میزان کردن وزن ملت صلواتووو ... ) لذا déjà نامبردگان خود را بکنند آماده ؛ برای آنجا که دیگه عرب نی نداره بندازه ؛ شرمنده!
راوی : آیا ندیدی که چگونه اوزی تی وی هم زلزال ارز را از طریق بهران اغتصادی قرب پیشبینی نمود؟ و نشانه هایی در هسته هست ... و همچنین در سیمین بود که نادر ازش جدا نشد و همچنان انتخاباتی پرشور را چشم بکشید ! آآآآآه اگر بیندیشید و این سلحشوران بذارن !
فصل الخطاب (واسه سینما خانه که عمو حسینی اف ندهدش ):
حالا صحبت زیاد میشه ... من خودم چون به خاطر ندارم امسال چه ها گفته شده ... ازوناش که فک نکنم گفته باشن به عقل قدسی از جان ناقصم افاضه شد و به شما اهالی بیت که از خودین گفتم ...
سال 2012 را برای خودتان و خانواده ی محترم خودم میمون، و مبارک میخوانم که حتی اگر عمو نوسترا هم چرت گفته باشد ، 8 پای قوای ما به شما می گوید که there is always hope ... به زودی میرسد ... شاید ... حد اقل دور و بر خیابان پاستور و ... ;)
و
اگر شبا خوابت نمی بره ...
از گرسنگی
دستشویی
سر و صدا
بوی سه تای قبلی !
یا ...
نیست
.
.
.
شما دچار بیداری ایزلامیک شده اید
اوزما
با عرض عذر از خدمت حضرت بیت خودمان : یو زر پس خودم غیر فعال بود !
حکایاتی چندازعبیدزاکانی:
1.عباده راگفتند:دخترت ازشوی خویش به میراث چه برد؟گفت:چهارماه وده روز.م1145و864ق.م
2.مردی رازنش ازتمکین سرباززده بود.گفتند:کسی نیست تامیانه شماراسازش دهد؟گفت:آنکه میانه ماراسازش دهددیریست مرده است. م1122ق.م
3.مردی زنی بگرفت وبه روزپنجم فرزندش زاد.به بازارشدولوح ودواتی خرید.اوراگفتند:ازچه خریدی؟گفت؟طفلی که به پنج روززایدبه سه روزمکتبی شود.م1158و1167ق.م
4.زنی نزدقاضی رفت وگفت:این شوی حق مراتباه سازدوحال آنکه من زنی جوانم.مردگفت من آنچه توانم باشد کوتاهی نکنم.زن گفت:من به کمترازشبی پنج کرت راضی نمیشوم.مردگفت:مرایارای بیش ازسه کرت دریک شب نباشد.قاضی گفت:مراحال عجیبی افتاده است،هیچ دعوانباشد که برمن عرضه کنندوچیزی ازمن بازنستانند.باشدآن دوکرت دیگررامن درگردن گیرم.م3و4و5ق.آ.د.م
5.دررمضان نوخطی راگفتند:این ماه کسادی است.گفت:خدایهودیان ومسیحیان راپایداردارد.م108ق.م.ا به بعد
6.زنی باشوی میگفت ای دیوث،ای بینوا.مردگفت:سپاس خدای راکه مراگناهی نیست،نخستین ازجانب توست ودومی ازسوی خدا.م139ق.م.ا به بعد
حال نمیدانیم که عبیدبه قوانین موضوعه ایران چندقرن بعدخودآگاه بوده یاقانونگذارعزیزمابا رساله دلگشای عبیدزاکانی مالوف بوده است.