این مطلب رو یه بنده خدایی تو وبلاگش گذاشته و البته مردم ایران این رو میدونن وفقط خواستم یه جوابیه مختصر به افرادی که این عقیده رو در مورد مشهدیای عزیز دارن بدم
« واما اینکه چرا به مشهدیا میگن شمع دزد؟
اون قدیما دور حرم یک عده کار و کاسبیشان این بود که یه سینی جلوی خودشون نزدیک حرم میگذاشتند و شمع میفروختند، زائرایی هم که نذر داشتند برای امام رضا میومدن شمع میخریدند و روشن میکردند و میرفتند؛ شمع فروش ناقلا هم که وقتی میدید زائر از اونجا دور میشه میرفت شمع رو خاموش میکرد و میاورد تو بساطش میذاشت و به قیمت کمتر به بقیه میفروخت. کم کم این ماجرا لو رفت و زوار گرام از این به بعد وقتی شمع روشن میکردند برای حرم امام رضا(ع) وا میستاند تا شمع بسوزه و آب بشه بعد از اونجا میرفتند.
نویسنده ی مطلب تصریح میکنه که البته شمع دزدی به گونه ای دیگر در اطراف حرم رواج داره و اون گرون فروشیه کسبه ی اطراف و دروغگویی هاشونه
بعدش هم اذعان میکنه وای به حال صفات بدی که برای اهالی یک منطقه باقی بمونه مثل خساست برای سپاهانیا و گربه خوری برای یزدی ها و کله ماهی خوری برای شمالی و باقالی خوری برای نیشابوری ها.»
و اما جوابیه:
در داستانی که سرهم کرده این قسمت نا مانوس وجود داره که « تا زائره دور میشد میرفت شمع رو بر میداشت و .....» خو عموجان مگه اون موقع کسی در حال زیارت نبود که مچ اون بنده خدا رو بگیره
پس مقوله شمع دزدی در روز اتفاق نیفتاده در هنگام تاریکی هوا بوده چون در روز زوار و مجاورین در حال آمد و شد بودند و فرصت مناسب برای کش رفتن شمع وجود نداشته و این موضوع برمیگرده به قبل از سال 1300 که هنوز قوانین راجع به شخصیت حقوقی موقوفات تنظیم نشده بود
بر فرض هم که عده ای میومدند و شمع ها رو بر میداشتند و مورد استفاده قرار میدادند کارشون دزدی نبوده بلکه حیازت شمع بوده به دلایل زیر:
1. اختصاص اموال به مکانی که شخصیت نداره در حکم اعراض مال است
2. مالی که از آن اعراض میشود مال مباح محسوب میشود
3. درباره ی مباحات ما با مساله حیازت رو به رو هستیم نه دزدی ؛ تا حالا شنیدید که کسی بگه من رفتم از دریا ماهی دزدیم؟ مسلما خیر چون گرفتن ماهی از دریا حیازت است نه دزدی
4. اولین قانونی که راجع به موقوفات شخصیت حقوقی را مد نظر قرار میده ماده 3 قانون اوقاف مصوب 1354/4/22 است: ماده 3 - موقوفه عام داراي شخيصت حقوقي است و متولي يا سازمان اوقاف
حسب مورد نماينده آن مي باشد.
پس موقوفات قبل از این قانون دارای شخصیت حقوقی نیستند چرا که شخصیت حقوقی نیاز به نص داره و مفاد اصل عدم هم بیانگر این مطلب میباشد.
لذا به نظر میرسه که مساله شمع دزدی منتفی است . «جرات داری بگو منتفی نیست»
اما در مورد مساله دودره بازی حال و حاضر کسبه چیزی نمیتونم بگم و آنها را واگذار به خدا میکنم
........
خوب حالا که مساله حیازت شمع روشن شد. در مورد باقالی خوری چی داری بگی؟
...................
اینم داستان حال حاضر بین آغایان بوق:
آغای بووق: افطاری بین جا ما
اغای بوووق: افطاری جی دارین؟
آغای بووق: اشکنه کشک درم با تخم و مرق مگه قدیما ر یادتان رفته؟
اغای بوووق: نه مو نموخوروم ، اکثر اطبا گفتن ضلر داره مو مرم پیتزا موخوروم
آغای بووق: دست شما درد نکنه خدافظ شما.
, v
.......................
در پایان از همین تریبون اعلام میکنم که:
مردم دو دسته اند: یا مشهدین یا دوست دارن مشهدی باشند
r r
« و من الله التوفیق»