سروش جان خفه شو
خیلی متشکرم از مدیریت تریای پامچال و سایت مشتاقون که این فرصت سایبری رو در اختیار نوغنچه های باغ زندگی برای هرچه سریع تر رسیدن به بلوغ دماغی قرار دادن؛ مدیریت این سایت انسان بسیار موجه، مخلص و خوبی هم هستن و البته خوبی از خود شماست.
قبل از ورود به بحث اصلی لازمه که یک چیزی رو همین اول مشخص کنم،آقای مدیر، شما که اینقدر زحمت میکشی،درد میکشی، بیخابی میکشی خب کثافت سگ طوله ی چاق مزخرف محدود یکبار مصرف آستیگمات
چرا واسه بچه ها اسم زشت میذاری؟خرس مهربون حاجیه نه من!
آقا شما، بله شما چرا میگوزی؟ نمیدونی اون پیرمردی که پشتت نشسته و از مشاهیر مشهدم هست کیه؟
وای وای وای سال تحصیلی دیگه حتمن میشناسیش، استاد خودتون توضیح بدین
"فعلن درفتش آمادست، تاسال دیگه حتمن میفرستمش زیر چاپ و ازین جزوه های استادای بیغ* خلاصتون میکنم تا اون موقع ما باید زیراب سازمات ملل بزنیم و گوشت خوک نخوریم"
شناختیش؟کسی نیستش جز...نبینم دیگه ازین کارا بکنی ها!
حالا چی میخاستم بگم، آها از مشتاقون براتون بگم
باور مشتاقون بر این است که همه چی از حرف شروع میشه و همه ریدن، چرا؟ چون نشستن و ورق بازی نمیکنن. در جلد سوم از باب پنجم مدخل اصلی دایره المعارف بزیتانیکا آمده است"مشتاقون کلمه ایست
چند حرفی، شق کننده، کف دهنده و در نهایت انسان ساز که در اصل از کلمه ی ""یک مشت داغون""
گرفته شده است".
لبته سردم دار مکتب پسا پست مدرن با انتشار کتاب فرج الدخولیه به رد این تعریف پرداخت که بازم البته هیچ دانشجوی باکر و فاضلی نیست که حداقل یک دست فرج الدخولیه و چیزنامه ی ایشان را در نامجوی مطلق چهار از بر و رو نکرده باشد.
سردم دار مکتب پسا پست مدرن همان مرحوم علیرضا شاگرد وودی آلن است که در عرض نیم ساعت فیلم دو ساعته و البته بسیار ترسناک "سکس و فلسفه"ی وودی آلن رو از بر کرد و با این عمل موجبات کف کردن مشتاقون و انگشت به اِ ماندن خود وودی رو فراهم کرد طوری که در همان شب وودی لباسای خیش را کنده
بودو بودو به جلو آمد و خم شد و گفت:"ببین، اصلن سکس تویی، سینما تویی، حقیقت تویی، گودوی زندگیه من تویی در واقع تو منی".
آنجا بود که مشتاقون به معنای حقیقیه "فیک" نزدیک میشدن که ناگهان....(ادامه دارد)
*بیغ نوعی تعطیلیست که نوع انسان به آن دچار است و تنها راه فلاح از آن همان انتشار درفت دکتر حاجیست