جهنم الضرر (قدیمی)

امان از دست این پیرمرد نفهم.... ما را هم بدبخت کرده...به آخر رسانده ما را... ته راه را به ما چشانده ...چند بار...مجبورمان کرده این رخوت سنگین چند لایه ی در هم و بر هم ناگریز ناگزیر را با جوششی کوششی از نوع رفرنس دار آن ، که خیلی هم سخت ترش می کند، کنار زده با شما تظاهر به فکر کردن کنم... نیاز به گفتن ندارد که فکر ما به ما آسیب می زند ....زهر است...از نوع ماری آنمیکشد...جدا می کند...مصلحت اندیشی های درست می کند... وصل می کند... راه را از چاه می نمایاند...به باد می دهد...به خاک می دهد...خلاصه به همه چی می دهد...از آخر هم مثل ما می شوید و سه نقطه!

کلمات ما فکر خودشان را می کنند... می دانند که دست فکر ما که بیفتند به باد می روند...به خاک میروند...از آخر هم مثل خودمان می شوند...

حالا ما نمی فهمیم...شما چرا؟... تناقض را نمیفهمی؟...استاد شمایی نه من...کوزه که دیدی؟...بر عکسش کن...

چرا به من ایراد می گیری(کاما)... نمی فهمم...این کوزه از جایی دیگر آب می خورد... از چشم بشریت ...از دست خدا...باور داشته باشی یا نه فرق ندارد... از آخر می شوی مثل ما... نمی فهمی...

خسته شدی؟...راحت باش...اصولا محکوم منم...محکوم به امید...محکوم به زمان...محکوم به مالش انگشت اشاره و شست...محکوم به هر چیزی که تفاوت خوانند...

محکوم به تو... 

تبلور حقیقت (یه پست ناقص قدیمی)

احتمالا شده یه چیزی و واسه یه مدت طولانی بخواین و کل کاراتون و برای رسیدن بهش سازمان دهی کنین یا مثلا از همه چی بگذرین که فقط اون و به دست بیارین . وقت،انرژی ، روح، جسم و هر بعد دیگه ای که براتون باقی مونده  رو فداش کنین. تو این مدت طولانی تنها چیزی که بهتون امید می ده آخر این مسیره، که آره ... می رسی ... برو ... .

فرض کنین تو این همه مدت یه غلتک سی، چهل تنی رو اعصاب و بقیه ابعاد فوق الذکر شما بدون وقفه در حال حرکته که سعی می کنه شما رو نه تنها له که ساکن کنه ... عمق هستی شما رو تا جایی که بتونه بیشتر کنه البته به معنای نزولیش ...

اون آخرا ، یه روز خوب میاد ... دیگه اونقد خوبه که نمی شه تحمل کرد ...

هدف به همراه تمام وسیله های حداقلیش یک قدمی شما که هیچ، یه چیزی تو مایه های اقرب من حبل الوریده ... اینجا یه لحظه وامیستین عقب و یه نگاهی میندازین... یه جاده که هر چی خیره تر میشین کم تر تهش و میبینین ، کاملا گم ... اونقدر خیره میشین که ممکنه از ... بیاد بیرون ، حالا شاید از خیره شدن زیادی باشه یام اینکه دلتون واسه غلتکه تنگ شده باشه !

بعد وارد یه سری مراحل میشین :

1.    ?Joey)   Isn’t it ironic)

در این مرحله انگشت به دهن میمونین... تیزهوشی شما در این مرحله مورد ارزیابی قرار می گیره و مغزتون شروع می کنه به پردازش اطلاعات. البته برخی دیگر از صاحب نظران نام این مرحله رو با توجه به نماد شاخصش گذاشتن جوئی .

سلسله بست های شخصیت شناسی المشتاقون.

بست اول.

خوشحالم که طرح فوق الذکر بس از دو سال به مرحله اجرایی خودش رسید.در این بست ها تلاش میکنیم تا چهره واقعی که نه ولی چهره ای روشن تر از آن جه می بینیم و می شناسیم را بر حضار عرضه کنیم.در نهایت با طرح سوالی با عنوان "نام این مشتاق جیست؟" به کسانی که پاسخ صحیح را به کوشی اینجانب ارسال کنند به قید قرعه لکل امر مجهول یک فیس ( که در مسابقات تیراندازی به سمت آن تیر می اندازند و داخل آن چند دایره وجود دارد و عرضه میخواد بدون بصیرت بزنین خارج دایره ها) می دیم.

در توضیح این که چرا این شخصیت،نخستین شخصیت مورد بررسی قرار گرفته،قرارگرفته شده!همین کافی است که "آی بیلیوهی نیدز اور سرویس" و به هرحال مالشون از همه بزرگتره و حقیقتا تصور هسته المشتاقون بدون این شخصیت دوشوار به نظر می رسد.بدون هیچ اطناب! کلام دیگری به سراغ بررسی شخصیت این فرد در سه بخش ماضی،مضارع و مستقبل رفته و عملا وارد حوزه می شویم.

ماضی:

وی شخصی حقیقی از پیشوایان راستین،از بزرگان راه دین(اشتیاق)،از سالکان راه چین! و از عابدان آن و این بود که خوشبختانه ! از دو کون (عالم،هستی) آزاد بود و به هر کوی و برزنی سرک می کشید. در این طریق استفاده ابزاری از رفقا را نکوهیده نمی دانست و تا آنجا که می توانست و می گذاشتند استفاده می کرد.روابط با او اغلب از حالت برد-برد خارج و به وضعیت 6-0 داخل می شد(استاد:پیامبر پرسپولیسی بودن چون به غیر از لباس عادی لباسی قرمز داشتن که در روزهای تعطیل و ... می پوشیدند!).علاوه بر این خصوصیت که فصل این موجود به حساب می آید،می توان به استقبال وی از ماه محرم و مخصوصا عاشورا و تاکید همیشگی ایشان به برگزاری مراسم این ماه به سبک عاشورایی و حتی سوپر عاشورایی اشاره کرد.با این وجود،وجود شله از مقدمات ورود ایشان به هر نوع مراسمی می نمود(استاد: شله هاش نباشه کی میخواد بیاد؟)

مضارع:

این دوره با ازدواج این شخصیت آغاز و با سفر به هندوستان و حومه به اوج خود می رسد.این دوره تحولاتی بس شگرف در وی ایجاد کرد به طوری که با شعار بازگشت به خویشتن، اساس کار خود را الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت قرار داده و از کثافت کاری هندی ها دگرگون حال شد و به ماهیت ارزش والای مفهوم نجاست پی برد.او توانست با بهره گیری از سوراخ دعا!(به نقل از استاد) به روحیه تسلیمی خود آزادی بخشد و صرفا اروپا و آمریکایی ها را - آن هم تا حدی-  مورد قبول بخواند. باورش این شد که دستشویی هایی که دارند لمشت است.علاوه بر این به نعمات خداوند توجهی خاص مبذول داشته و از آن میان خانواده را به حق بی بدیل خواند.اخیرا با بیان این عبارات هوشمندانه موجبات حیرت و سرگشتگی نظام مند متخصصین این حرف ها را پدید آورد."ماهی اگه میدونست میتونه پرواز کنه با باله هاش، بقیه عمرش و در حسرت می گذراند".

مستقبل:

از این دوره جیزی در دست نیست.فقط می توان از کارتون Family Guy یاد کرد.کذب الوقاتون.

در کلام بزرگان:

 کورش کبیر در اهمیت این شخصیت فرموده اند:

اگر آن ها (ممالک استکبار) جان سینا را دارند، ما ................. را داریم.

Breaking news

پیر شریعتی  :

نگذاریم انجمن علمی از ورودی های 89 خالی بماند.

This is breaking news from CNN or FOX or whatever, F… you

After years & years of waiting, finally PIR became daBIR

به افتخارش بزنین اون کف قشنگه رو.

ما معمولا که پرده میزنیم یه جوری میزنیم مردم ببینن ولی مثه که پرده ی پیر رو تو دید نزده بودیم. از ما ببخشید.

به هر حال این یک پیام تبریک به شماست . بله شمایی که ... ! برو جلو که بچه ها گفتن از عقب حمایتت می کنن. فقط مواظب علی باش.بقیم که گفتن نداره . ببین :


پیر در یک مصاحبه: الگوی من آن فاحشه ی بین المللی !!!  30 ،40  ساله ایست که دست پابرهنگان (الشیخ) را به گرمی می فشارد

 

 

به امید روزی که با یه لبخند گنده با میزت خدافظی کنی .

جمعی از ساندیس مداران متخصص.                                           مهر ؟ و امضا !

 

{{فصل الخطاب}}

سینا جان خفه ***

ببینید ، در واقع ببینید ، وقتی کارد به استخوون می رسه دیگه از روی وظیفه.

اونقد این آقایون به ما حرف زده بودن که در نهایت مجبور شدیم از راه دیگه ای {{دخول}} کنیم. برداشته چی به من گفته باشه خوبه؟ می گه با من باشی غم نداری،با من باشی چیزی کم نداری،با من باشی زمین و آسمان !!! اینجا بود که فهمیدم برخی آقایون هم به ما نظر خیر دارن. به عبارت {{اخری}} می خوان به کار خیر مشغول شن. ( الشیخ در جریانه) بعدش گفت سروش جان دیگه لازم نیست خفه ** پس ادامه بده !!!

قبلشم که یه همچی شعری در وصف جانان سروده شده بود و گفته شد که :

تا توانی به دادگاه بکوش/دادگستری کنی چو {{سروش}}

که نه تنها به نام مانندید/همچو اویی به {{فرّ}} و دانش و هوش

اگرم که ت نه حرف من سند است/به {{اوستا}}ی باستان کن گوش

که در ان جا ز پیر ما {{زرتشت}}/گفته اند این سخن،سخن بنیوش:

(از میان هرآن چه در هستی است/اولین آفریده بود سروش

در بهشت جای او،با او/بهمن {{امشاسپند}} دوش به دوش

دشمنش دیو تنبلی بوشاسب/دیگری"خشم" دیو خشم و خروش

هر دو بد را به خامشی راند/دست و پا بسته و زبان خاموش

بعد از آن در سراسر گیتی/داد می گسترد به دانش و هوش)

تو سروشی چون آن فرشته ی نیک/هم ازین شاد باش و شهد بنوش

به سپندینه نام خویش ببال/در تحقق به معنی اش تو بکوش

از میان تمام اشعارم/به همین یک سخن سپار دو گوش

تا توانی به فر و دانش و هوش/دادگستری بکن چو سروش!

آی جاست سی هلو تو بارسلونا !!!

حالا، ازینا بگذریم...

پیری اومد مطلب گذاشت حذف کرد. خوب یعنی چی ؟ از اول خلقت بوده ! - (الشیخ در جریانه،علیرضام همینطور) بقیه باید یو اس بی 3 باشن تا یادشون بیاد !!! (این و دیگه فقط علیرضا و خودم و خدایی که اون شب بین ما خوابید) بعد میان شاحین و علم می کنن که اعدام ... - فکر میکنم باید قبول کنی که کج سلیقگی کردی.

فقط می خوام  قیافه تو و حضرت و وقتی بهتون خبر می دن ببینم ... حضرت ! خرخرت و با اره جر می دم اگه کلیپ و تموم نکنی ... خیلی باحال شده ... فقط یکم به پلورالیزم مشتاقی احترام بذارین وگرنه میشه جنگل مولا ... ایدئولوگ و میندازم به جونتون ...

صرفا انذار کنم که جواب این کارشکنی ها و توطئه هاتون و به زودی می شنوین ... کم فطنه گری کردین؟ فلشم رفت جای مهر !!! نشنیدین قوم {{لوط}} با فرشته ها در افتادن، ورافتادن ؟ (این و دیگه فک کنم محمود می دونه)

پیری یه برنامه بذار با دکتر صحبت کن ببینیم این پسره برنامش چیه؟bare chest of a man?

حداقل الشیخ بره یه صحبتی باش داشته باشه:

حالا که {{فصل الخطاب}}ه اینم باشه :

سایر بزرگوارانی هم که مسیرشون به اینجا می خوره صرفا بدونن که تقصیر از شما نیست ... باید واسه آبمیوه سجاد ساعت سه نصفه شب مثله تام کروز با پتو مسافرتی خودتون و از طبقه دوم بندازین پایین تا متوجه متون فوق بشین ...

به قول آقا بوریا

به پایان آمد این پستم حکایت همچنان باقیست/به صد پستم نشاید گفت وصف الحال مشتاقی

دست همه درد نکنه سال گذشته بودین، بدون شک یکی از عام علیکم ترین سالای زندگی بود ... وضعیت خیلی پیچیده تر از این حرفاست که کسی ... مگه درود بر شما باشه ... به هرحال ممنون ... ایشالا بتونیم بازم حال بدیم !!!

برداشت آزاد ، قضاوت ممنوع !!!

بنویسم بی کار نباشیم نوشت :

به لحن محمود: ایشالا ازین به بعد خیلی بیش تر به اصل خودمان بازمی گردیم ...

اووووووه ، جان ما به لبما رسید تا تموم شد.

...

                       http://www.youtube.com/watch?v=T2h8-dX9ob0&feature=related



تاثیرمبانی فقهی روابط بین المشتاقی در دورنمای 30 یا 30_ فرهنگی _ضد اجتماعی فیلم اصغر آقا.

مقدمه :

قبل از هر چیز دوست دارم یکی از دوستان بره در مورد ابعاد حقوقی عکس زیر یه مقاله بنویسه .

 

  از طریق کانال هایی که میشناسم بهتون کمک می کنم تو نشریه پژشکی قانونی چاپش کنین.

اگر براتون سخت بود اینم هست .

 

 

 چکیده :

... ، شعر ، موسیقی ،موزیک ،میوزیک و در یک کلام همان شباهت هایی که اصغر آقا می گفتن.

واژگان کلیدی:

نامزد بدترین لباس اسکار، بهترین فیلم خارجی، پارادوکس شخصیتی  ، رد صلاحیت ، تهاجم فرهنگی ، پروژه یا پروسه، دختر فراش باشی ، مرید .

تشکرات :

با تشکر از الطافی که استاد عزیزم نسبت به بنده احقر در گردآوری این پایان نامه معطوف داشتند.

 

 با براعت از :

همکار گرامی (فقط ...) که وقتی خواب بود ازش یه عکسایی گرفتم . البت اگر علاقه مندان بعد از مشاهده عکس ذیل علاقه ای براشون باقی مونده بود می تونن برای آشنایی بیشتر و واقعی تر با این موجود به عکسایی که در ید الشیخ یا پیر هست رجوع کنند.(هر چند به علت فجاعت و سوراخ کنندگی سوررئال قضیه ، توصیه نمیشه) 

 اصل مطلب: (بی معنی)

هم مرگ برجهان شما نیز بگذرد                        هم رونقِ زمان شما نیز بگذرد

وین بومِ محنت از پی آن تا کند خراب                  بر دولت آشیانِ شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ، ناگهان                              بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام                 بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز                       این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در،بقا نکرد                   بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت، چو غرشِ شیران گذشت ورفت           این عوعوِ سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت،غبارش فرو نشست        گرد سُمِ خران شما نیز بگذزد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکُشت                هم بر چراغدانِ شما نیز بگذرد

زین کاروان سرای،بسی کاروان گذشت                ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالعِ مسعود خویش                       تاثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان،به شما ناکسان رسید             نوبت، زناکسانِ شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آنِ دگر کسان                       بعد از دو روز از آنِ شما نیز بگذرد

بر تیرِ جورتان ،زتحمل سپر کنیم                          تا سختیِ کمان شما نیز بگذرد

آبیست ایستاده در این خانه،مال و جاه                 این آبِ ناروانِ شما نیز بگذرد

ای تو، رمه سپرده به چوپانِ گرگ طبع                  این گرگیِ شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا، ماتِ حکم اوست                  هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان خواهم که به نیکی دعای سیف         یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

 

سیف الدین محمد فَرَغانی

شاعر سده هشتم

 

نتیجه گیری !!! (بازم بی معنی)

پاسخ سید جواد هاشمی به امثال سلحشور و فراستی: این فیلم سیاه نمایی نیست، بخش هایی از آن نص صریح قرآن کریم است / برخی سینماگران ما باید حسادت را کنار بگذارند.
به گزارش بازتاب، سیدجواد هاشمی، در باره جایزه اسکار اصغر فرهادی گفت: بسیار خوشحالم و به دوست هم دانشگاهی خودم، اصغر فرهادی تبریک می گویم. بسیار منتظر این لحظه بودم.
اسکار برای ما یک افتخار بزرگ است.
وی افزود: وقتی یک ورزشکار مدالی می گیرد، همه او را روی سر می گیرند و همه جوره به او تبریک می گویند. خانه و ماشین به او می دهند. اما اکنون که اصغر فرهادی چنین افتخار بزرگی کسب کرده است، حتی وزیر ارشاد هم اهمیت نداد و تبریک نگفت.
هاشمی در ادامه با تأکید بر مذهبی بودن این فیلم گفت: برخلاف نظر بعضی دوستان من در سینمای دینی و مذهبی، این فیلم سیاه نمایی نیست. بخش هایی از آن نص صریح قرآن کریم است. این فیلم یک فیلم کاملا مذهبی است. شاید این حرف ها به مذاق خیلی ها خوش نیاید. اما من همینجا می گویم که باید بچه مسلمان های سینمای ایران نیز به او تبریک بگویند.
این کارگردان در پایان درمورد تأثیر این افتخار روی سینمای ایران گفت: به هر حال هرچه سینمای ایران بیشتر دیده شود، برای سینمای ایران بهتر است. به نظر من علیرغم تمام انتقادات، سینمای ایران از پاک ترین سینماهای دنیاست ( راه دیگه ای هم هست؟). برخی سینماگران ما باید حسادت را کنار بگذارند. متأسفانه حسادت بزرگ ترین آفت سینمای ایران است که باعث شده است مسائل سیاسی بهانه شود تا حسادت ها رو شود.

 

 اصغر آقا در موقع دریافت جایزه اسکار:(  ترجمه خدا بیامرز ربه کا )

«سلام بر مردم انقلابی و متدین و پیرو ولایت و همیشه در صحنه ایران که این روزها در حسرت داشتن بمب هصته‌ای سختی‌ها و مشقات فراوانی را تحمل میکنند و حاضر نیستند یک قدم از آرمانهای انقلابی خودشان و مردم لبنان و غزه و بشار اثد کوتاه بیایند.
من این جایزه را تقدیم میکنم به رحبر فرزانه به رپیس جمهور مدیر و مدبر و به دوستان خوبم فرج الله سلحشور و ده نمکی و شمقدری.(تو نه امیرا... ، با جواد بودم)
من از اینجا به همه هموطنانم پیام میدهم که در انطخابات شرکت کنند و مشت محکمی به دهان امریکا بزنند. امریکا خیال کرده که با دادن این جایزه میتواند ما را از اهداف انقلاب و ... بازدارد. مرگ بر امریکا. مرگ بر انگلیس. مرگ بر فرانسه. مرگ بر بلژیک. مرگ بر آلبانی. مرگ بر لوکزامبورگ مرگ بر تایلند مرگ بر گرجستان. مرگ بر آذربایجان. مرگ بر آنگولا. مرگ بر اسکار. مرگ بر جنیفر لوپز که ... بیرون آمده بود مرگ بر مایکل بارکر مرگ بر تام برنارد و سونی کلاسیک .
والسلام علیکم و رحمت الله»

 

 

منابع تصویری :  ( اوچ )

http://raaek.persianblog.ir/post/1252/

 منابع صوتی :  (جان؟)

http://search.4shared.com/postDownload/xT6dYVX1/satarzadehdokhtare_farashbashi.html

 این متن و تقدیم می کنم به همه انسار و محاجرین این مشت داغون ... مخصوصا پیر ... آی لاو یو پی اچ دی ... ( اینم اونجایی که گفتم)


من و دوست قیمم !

اون روز نشسته بودم بعد از سال ها به امر یکی از اعضای گران سنگ صنف زغال فروشان یه متن واسه المشتاقون دات دات دات بنویسم .میخواستم بشینم فک کنم ببینم مشتاقون چی کم داره که بهش اضافه کنیم که به یک سوتم نرسید. ننشسته پاشدم و فهمیدم که جواب این سوال فقط و فقط یک کلمه مرکب بسیار بسیطه ! و اون هم چیزی نیست به جز علیرضا ...این شد که متنی با عنوان دعوت از قیم نوشتم .متاسفانه و دست بر غذا ! به علت تغییرات مکانی اخیر به نعمت جانفزای اینترنت دسترسی نبود و تصمیم بر این شد که فرداش که میرم دانشگاه در سایت برای درج مطلب فوق الذکر اقدامات لازم را مبذول فرمایم !

 ( یعنی چی ؟ )

هنوز از در کلاس وارد نشده بودم که پیر خرفتمون مثل یه کوالای لطیف جلوم ظاهر شد.

چی برداشته به من گفته باشه خوبه؟ بعد از سه ساعت که بغضش و زد زمین و اشکاشو پاک کرد ، با یه خنده ملیح بهم گفت علیرضا پست گذاشته ... تا این و شنیدم سرم داغ شد و موهای تنم سیخ ! مثل فیلمای کفار هالیوود ، تو یه اسلو موشن کیفم از دستم افتاد رو پای آقای بوریا ... اتفاقا همین قضیه دلیل شد که آقای بوریا اون روز به ما برتقال نداد و هر وقت ما اومدیم حرف بزنیم جلو اساتید زودتر از ما با یه خشمی می پرید و همون حرف و زودتر از ما می گفت که ما هیچی واسه گفتن نداشته باشیم.  البته این قضیه رو بعدا از دکتر صفایی تو پیتزای ویلسون کنار رودخانه معروف ژینو شنیدم که گفت داماد ما اون روز از دست شما یه کوچولو عصبانی شده ...

خلاصه ما بعد از شنیدن این خبر یه چشمون اشک شد و چشم دیگمون خنده ! این از ورود قیم و اون از اتلاف متن بنده ! نکته اخلاقیش اینه که تلپاتی من و دوست قیمم به همه ثابت شد (توضیح : درست همون موقع که من داشتم دعوتنامه می نوشتم اونم داشته میومده ! )

اون روز ما هیچی از درس هلیمون نرفت که نرفت ! خلاصه درسای اون روز و قرار شده با روایت مشتاقون بعدا در خدمت مخاطبین قرار بدیم اما یکم پرده برداریم بد نیست !

یکی از چیزای مهمی که سر اولین کلاس یاد گرفتم این بود که ما کلا سه تا نظام اقتصادی بیشتر نداشتیم ! 1. نظام شوروی سابق که الان بعد از انقراض دایناسورا همش از انقراض اون میگن 2. نظام سرمایه داری که عملا دگه الان می بینین که با نهضت وال استریت داره از وسط و بالا و پویین و چپ و راست جر می خوره و نظام سوم که همون نظام اختلاسی هست که دگه دره کم کم شعور بشریت بالا میره و می فهمن که نظام سوم دگه غیر قابل فروپاشی هستش  و همه سفیراشون و که دوست دکتر بیغ هم هستن و دارن می فرستن فرودگاه که این و از ما یاد بگیرن . البته این هیچ جا نسخه اصلیش گیر نمیاد مگر تو صندوق عقب (یا به روایتی کاپوت) دکتر بیغ.

اتفاقا برخی از اساتیدمون هم یه مقالاتی در این زمینه توی نشریه توسعه و دانش و پژوهش و تحصیل و تهذیب و ورزش و کلا این چیزای خوب نوشتن که یکی دو ماه بیشتر نیست که از تنور در اومده و توصیه میکنم این و حتما بخونین .( ایشالا تا چند روز دیگه از همین وبلاگ می تونین برش دارین)

یه چیز دگه که من قبلنم به این رسیده بودم و اون روز کامل ترشو فهمیدم اینه که کلا تمام سوالای همکلاسیا مربوط به مدنی 6 میشه ! البته هیچ حقوق خوان فاضلی نیست که دست کم تجارت 4 و هم برای رسیدن به جواب سوالاش یه تورقی نکرده باشه !

توی کلاس بعدی که به حق پربارترین کلاس اون روز بود یاد گرفتم که قسمت های آبی ! دریای سرزمینی مال یکی از بچه هاست و اتفاقا بندر عباسم مال دکتر ربه کا ! فرافشین فر هم تو کویر لوت به کشت برتقال مشغوله !

در این جا بود که ناگهان شخصی گفت: ریحانه ؟

استاد: خانم ببین چی میگه ... (ادامه می دهد) اون دو جوون که با لباسای چیز اومدن و پرتاب کردن.به هر حال چاقوهای برنده اون جا هست. طبقه بالا روکه کسی بازدید نمی کنه ! دولت اپک و دولت ژنو همین کار و کردن.برای باز کردن در صندوق عقب باید نماینده بفرستن.آمریکا گفته به سازمان من کسی دست نزنه !

در آخر هم با طرح یک سوال اساسی مطالب و به پایان رسوندن...

استاد: حالا یه سوال میپرسم ببینم کی میتونه جواب بده؟

شما چرا خانوم ناامیدانه به دست راستت نگاه میکنی؟

که البته جواب این سوال و کسی نداد به جز خانوم دست راستی که بسیار به جا جواب استاد و دادن و هیچ حرفی و برای گفتن باقی نذاشتن!

در آخر به دو نتیجه رسیدم: یک اینکه عقد معلق عقد نیست ! و دو اینکه این استاد عزیزمون به دادائیسم علاقه وافری دارن !

فقط اون روز یه سوال برام باقی موند و اونم اینکه این رضای مورد نظر قانون گذار و همچنین پدر که در عالم اعتبارم زندگی میکنه همین آقا رضای خودمونه یا نه؟

بنده به احترام دکتر امیربیک که اصلا مقاله ای شونصد صفحه ای در رد حرف زدن بدون پاورقی نوشتن برای این مطلب ناچیز حداقل یه پی نوشتی ذکر میکنم.

پی اس :

1.      از اونجایی که به هرحال گفتنFirst ladies   در ابتدای انتهای امر از نماینده صنف زغال فروشان کمال سپاس و قدردانی و دارم.

2.      ببین کار به کجا رسیده که دیگه عظمی از مشتاقون ریخته ! از خدا بی خبر چی می گفت؟ ریزش؟ به هر حال بنده مخالفم . فردا پا می شد میامد حالا شاید ته جیبش پول نبود اما میامد. از حضور قیم درس عبرت بگیرین و راه رو برای بازگشت عظی باز کنین.

3.      رینگ تن من آهنگ تو میای تموم میشه هر چی غمه ی استاد شماعی زاده نبوده ونیست و نخواهد بود، اشتباه به عرضتون رسوندن.

4.      به خوانندگانی که بتونن تعداد دقیق رفرنس های موجود در متن و بگن به قید قرعه یک عدد نرم افزار جامع ارث هدیه خواهد گردید.

والسلام

چی بگه ؟ قد نمیده !

اولندش که زشته از شما ، آقای خبرنگاری که انسانیت و تحقیر می کنی و منافی عفت عمل می کنی، نکن با ما این کاراتو .

همیشه یادت باشه مصلحت بهونه بهتری از منفعته واسه دفن حقیقت ...  چره ؟ چی دره مگه؟ آخرش می میری و حتی عزیزترین کست نمیاد پیشت، میدونی چره؟ به خاطر بوی تعفن تویه!

اگر شیری اگر ببری اگر گور                                                      سرانجامت بود جا در ته گور

تنت در خاک باشد سفره گستر                                        به گردش موش و مار و عقرب و مور

اصلا نگران نباشیا ! علی اکبر نیست که اعمال قانون کنه ! فقط نکیر و منکرن !

مثه اینه که بگی فرق علیرضا با حافظ تو قرآن خوندنشونه. در صورتی که اینطور نیست. شما اگه نمیدونی بیا از ما بپرس یا حداقل کلیپ درتی دنسر و یه نگاهی بنداز ... مثه اینه که از استخر بیای بیرون بعد به نجات غریقه با ساعد دست بدی که طرف خیس نشه !

کارش درست بوده ... از شونصد سال پیش هم فقط میخواسته حال تو رو بگیره ...

میگه : عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ                          قرآن زبر بخوانی با چارده روایت

باز تو میگی نگاه کن چه قد نزدیکی داشتن؟ خوب عزیز من ، من که به تو علاقه مندم اما "گر خود" و تو فرهنگ یه نگاهی بنداز ببین چی میگه؟ کلا جالبی ! بعدشم که شو هندی اجرا میکنی روحش شاد شه! دیگه قد نمیده ! چی بگه؟

مثه اینه که بگی آرایه های بیت زیر و پیدا کنید و با رسم شکل به صورت تستی کاملا توضیح دهید !

ما درون را بنگریم و حال را                                                        نی برون را بنگریم و قال را

بعد میگن چی گفت؟ خوب دقیقا برعکس همی رو گفت دیگه!

جواد جون با چاشنی

یا رب نظر تو بر نگردد/ برگشتن روزگار سهل است...

تقدیم به پیر خوبمون، خرس مهربون و سایر مشتاقون ...

مشتاقون در جریانند که  حقیر درگیر یه سری دو دو تا چار تا های اخلاقیم که نمیذارن جواب خرس مهربون و بدم ... علی ای حال میگم، بامذی جون      فقط .....

قضیه از این قراره که شنیده بودم جواد خیابانی رشتش ادبیاته معلمم هست حالا نمیدونم چرا ولی کلا از همون اول از گزارشاش خوشم میومد برای همین  گفتم حیفه که مشتاقون از این فرصت سایبری برای آشنایی بیشتر با جواد جون استفاده نکنه....  چند تا جمله از جواد خیابانی:

• بذارید به صراحت بگم که دو دقیقه وقت به پایان مسابقه باقی مونده !

طرفدارای مکزیک راه زیادی رو از مکزیک تا آفریقا اومدن,البته اگه از
مکزیک اومده باشن

...• داور در سوت خودش میزنه

• شاید نزدیک ترین کشور به قطب جنوب , آفریقای جنوبی باشه

• باران هم به شدت میوزه

• بازی شیلی و اسپانیا بسیار جذاب خواهد شد مخصوصا اینکه بازیکنای هر
دو تیم هم زبان و همجنس و (بعد از یه مکث طولانی) و هم زبان هستن

• وقتی یه بازیکن هوندوراس تنه میزنه , انگار یه درخت تنه میزنه

اسپانیا یه گل زده ، داوید ویا هم زده ، خیلی قشنگم زده ، ۵ دقیقه
پیشم زده

• نود ثانیه از الان بشمارید تا مسابقه تموم شه
......
• با شماره ۲۰۱۳ تماس بگیرید و پیامک بدید

• بله ! این گل هم تقدیم به شهدای ۸ سال دفاع مقدس

• بدون شک الان مردم شهر چلسی خیلی خوشحال هستند

• داور هند پنالتی رو دیده و میگه نه !

• دقیقه ۱۵ بازی هستیم …. اگر تبریزی ها این بازی رو واگذار کنند
چیزی از ارزش های این تیم کم نمیشه

(جا داره همینجا یه یادی هم بکنیم از جوونای تبریز و ارومیه که تو اعتراضات دارن کتک میخورن ولی همچنان مخالفت خودشون و با خشک کردن دریاچه ارومیه  ادامه دادن)