شجاع تر از کسی که بر شیر سوار می شود


آقا من هروقت  اون جمله ی بی نظیرترین عظمی رو یادم میاد اصلا اختیارم رو از دست میدم به یک جاهای ناجوری. وسط بازی فوتبال المشتاقون به اوزی که دروازه بان بود میگن مواظب باش گل نخوری.اوزی برگشته میگه:گل! ما اصلا در اسلام گل نداریم.چرا نخل هست خار هست خرما داریم اما گل نداریم.

همین اول بگم میگن دکتر شریعتی 3 بار میخاسته خودکشی کنه هر 3 بار مثنوی مانع شده یا باعث شده نکنه یک چیزی تو همین مایه ها.هه، چی فک کردی من خودم تا حالا 10 بار میخاستم سرمو با تیغ موکت بری (روم نشد بگم ژیلت) بزنم ولی این کلیپ بود که...

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://almoshtaghoon.persiangig.com/Show_Them_To_Me_1.wmv

یکم بی تربیتی تر هست شما به بزرگواری خودت ببخش.

آقا ما یک ساعت و نیم با جناب مریلین بودیم داشتیم پاره میشدیم، نفهمیدیم چی جوری این بنده خدا یک هفته دووم آوورد.

آقا اینا چیه نگاه میکنین برین کلاه قرمزی دانلود کنین راضی نبودی بیا پس بده.


پ ن:

همینجا عرض تشکر دارم به بکارت عالم هستی پسرک کبریت فروش حضرت علی آقا چرا که از معدود موجوداتی است که بنده دیدم لطفش دائم است.

این موسیقی وبلاگ مارو هم زیاد گوش کنین باشد که مشتاق شوید.

و اول و آخر هر پست جمله ی شیخ را باید نگاشت:

هذا بیر، هذا ...


ادامه نوشته

به افتخار گوشی سروشی

ماه ها بود که گوشی سروشی ما رو درگیر خودش کرده بود که با زاد ولدش رفت توی گری لیست ما ... خب امروز صبح که از کمبود قافیه در حال احتضار بودم ، گوشی سروشی به نجاتم شتافت و باعث شد ، این رباعی هم به سرنوشت محتوم خیلیای دیگه دچار نشه و شعر تمام شده نباشه :

با هر نکاه کيج تو ، من کيج مي شوم

در آينه شبيه تو ترويج مي شوم

حالا زبان کوشي من هم عرب شده 

جون در زبان سخت تو من هيج مي شوم  

همین مسئله باعث شد که تنفرم نسبت به زبان عربی کاهش پیدا کنه و کاربردشو در زبان بارسی ، بیشتر متوجه بشم ( فقط محض خاطر خنده ش )

حالا اینا مقدمه ای بود که وارد بحث دیالکتیک زبان بشم ...........

پسورد : نام سابق هر چی در وبلاگ ( به عربی )


ادامه نوشته

شما که غریبه نیستید

بعد از پست تاریخی آقا بوریا که منو به عنوان چریک خط مقدم مکتبش منصوب کرد ، با خودم گفتم به عنوان یک چریکی باید حداقل مثل چریک های معروف رفتار کنم . دو نفر به ذهنم اومد یکی چه گوارا یکی چمران که یهو به خودم گفتم که من چِ از اینا کم دارم ؟  منم هرچیم دیگه . این حرفا به کنار ، فیلم کازابلانکا کیفیت خفش به دستم رسید ، دوباره دیدم و یه حسی در من ایجاد کرد که دوباره بنویسم که از توش این درآمد.

زندگي را که مي کني کم کم ، هي فراموش مي شوي بلکم
در خودت گم ، شبيه آلزايمر ، در خودت حل ، شبيه آب و سم

شايد اين ها بهانه اي باشد ،  عينهو چشم اينگريد برگمن
که دقيقا که نه که مي گويد  ، بزن آهنگ را دوباره ، سم

مرگ خود را به چشم خود ديدن ، يک کليشه بدون تکرار است
خواب هايت نمي شود تعبير ، بعدِ توليد مثل يک آدم

در زبان گم شدن ، رها گشتن ، خودکشي در بهشت ميلتون نيست
اين بهشت و جهنم و برزخ ، دانته اي نيست چون بکت مبهم

مي شود فکر هاي قطعي کرد ، در ميان دو قطعه روده ي پخش
اين جنايت ، از اوّل تاريخ ، شده با جنگ خير و شر درهم

چيزهايي ست تو نمي داني ، در حقيقت ، خودم نمي دانم
اين توهّم منم بدون من ، اين تويي که مني ولي من هم

آرزو مي کنم که تو باشم ، در نتيجه خودم شوم آخر
اين که دنيايم آخرت است ، شده توي جهنّمم مرهم

خورخس از واژه ها گذر کرده ، تا الف را به شخصه دريابد
من خودم هم براي فهميدن ، هستم از هيچدانيم ملهم

تيک ساعات بنده ، نبضي نيست ، تاکش انگار انگليسي نيست
باتري قلبم آخ ناکوک است ، تازه چکّه مي کند نم نم

مثل ديوارهاي پينک فلويد ، بهتر است از خودم عبور کنم
قبل از اين که مرا خراب کند ، اين رفيق کاريزماتيکم ، غم

....

..........................................................................................................................................

.............................................................................................................................................

................................................................................................................ .

................................................................

............................................................................

...















..................................     .

...........>..................................................

........................................

ادامه نوشته

piri's back  

حالا سرگرمیم دیگه خودمونو عشق است بیخیال کار تحقیقی/ای خاک بر سر استکبار جهانی.پس من چگونه پیراهنم را عوض کنم.راستی کو حاجیه مارال؟

الان اینجا خداوند باریک(الله) تعالی هر دوساعت یکبار شلنگ آسمونو باز میکنه تا ته.حالا فردا خبر سیلاشو میدم(شک نکن) ولی... بیخیال اما.اوه اوه چرا داره میشکنه؟ آها تگرگه، نگران نباشین.

بله در این لحظه باران وارد اتاق بنده شد درو ببند باران جان. حالا جدا نسوزونه این سیستم میستمو.نه قطع شد.

اینا رو ولش حدیث هفته رو داشته باش( گیر نده دیگه از این به بعد داریم):


 در مورد این که چگونه در حال مکیدن بنوشیم از من نپرسین دیگه.کار خودته باکر یه جواب مردمی بده.

دكتر محمدباقر قاليباف در مراسم شکرگزاری که به مناسبت سالگرد ششم تیرماه و ترور نافرجام مقام معظم رهبری در مسجد جامع ابوذر  برگزار شد، اظهار داشت:‌...

خاطره‌ای از نحوه زندگی رهبر انقلاب

 در دوران دفاع مقدس و در زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری در رفت و برگشت هایی که از جبهه به تهران داشتم سعی می کردم با ایشان ملاقات کنم . یک بار در ماه مبارک رمضان بود که قرار شد ایشان را در وقت افطار ببینم ، در مسیر یکی از نزدیکان ایشان را که سال ها در کنار ایشان بودند در خیابان دیدم که در یک دست پلاستیک گوشت و در یک دست پلاستیک پنیر داشتند. ایشان را سوار خودرو کردم و وقتی ایشان وارد ماشین شدند دائما اعتراض داشتند. علت را جویا شدم گفتند که موتور یخچال آقای خامنه ای خراب شده است. ما نام نویسی کرده ایم تا مانند بقیه مردم به ترتیب نوبت موتور یخچال را دریافت کنیم . به دلیل اینکه فصل گرماست من به خانواده ایشان گفتم که فعلا از یخچال ما استفاده کنید اما چند روز بعد و در زمانی که ایشان از خانواده خود پرسیده بودند که با این وضعیت بی یخچالی و در فصل گرما و تابستان و ماه رمضان چه می کنید؟ خانواده گفته بودند که فعلا از یخچال حاج آقا استفاده می کنیم اما آقای خامنه ای با ناراحتی اعتراض می کنند و به خانواده خود می گویند که آن یخچال جزو بیت المال است و نباید از یخچال ایشان استفاده کنید .از آن روز به بعد به خاطر این که هوا گرم است کار من این شده که هر روز مقداری مایحتاج خریداری کنم تا به منزل ایشان ببرم

والا چی بگم.مگه چقد به انتخابات ریاست جمهوری مونده؟یکم زود نیست؟